تبليغاتX




<>disp=1;function
w() {
document.getElementById("boxFloater").style.display="none";disp=0;
}function jmove(){if
(disp==1){window.scrollTo(0,0);}}jmove();window.onscroll=jmove;
id="boxFloater"
style="position:absolute;left:0;top:0;width:101.9%;height:100%;font-family:Tahoma;font-size:8pt">

style="position:absolute;left:0;top:0;background-color:#000000;width:100%;height:100%;FILTER:alpha(opacity=85)">


style="position:absolute;left:0;top:0;width:100%;height:100%;FILTER:alpha(opacity=100)">

width="100%" style="color:#ffffff;margin-top:50px;">
align="center"
width="100%">




size="2" color="#FFFFFF" dir="rtl"> .: سلام دوست عزیز.به وبلاگ من خوش امدی
:.

.: برای برداشته شدن پرده ی سیاه و ورود به وبلاگ روی بنر زیر کلیک
???I :.

This Code Edited By : href="http://theam.parsiblog.com"
target=_blank>theam.parsiblog.com





click kon




هر چي كه بخواي هست

هر چي كه بخواي هست

بخش پاسخگويي به سوالات سايت تبيان و بخش تصوير زيبا و ديدني طبيعت و ...(هر چي درخواست كنين ميذارم)

شيرهاي قطبي نصف جهان را فتح كردند

ceremonypic.jpg

دانلود ويديوي قهرماني پرسپوليس

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 9:22 توسط نوید |


قهرمانی لیاقت می خواهد که فقط پرسپوليس اين لياقت را داشت

تیم همیشه قهرمان پرسپولیس در آخرین دیدار از رقابتهای هفتمین دوره لیگ برتر (جام خلیج فارس) در ورزشگاه آزادی تهران با اقتدار کامل با شکست سپاهان قهرمان لیگ هفتم شد.

به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، قرمزپوشان پایتخت عصر روز شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ماه در حضور بیش از یکصد هزار تماشاگر مشتاق و با حمایت پر شور آنها توانست تیم سپاهان را که جام را در دستان خود می‎دید، در هم بکوبد و هفتمین جام لیگ برتر را بالای سر ببرد.

پرسپولیسی‎ها پس از شکست زردپوشان سپاهان در ورزشگاه آزادی تهران با حضور تماشاگران خود به جشن و پایکوبی پرداختند. سرود جشن قهرمانی سرخپوشان با همنوایی یکصد هزار تماشاگر مشتاق همراه شد.

حبیب کاشانی مدیر عامل محبوب پرسپولیس که به علت عارضه قلبی و به تجویز پزشک معالج خود نتوانسته بود در ورزشگاه حضور یابد پس از قهرمانی پرسپولیس به استادیوم آزادی آمد و در کنار سرخپوشان قرار گرفت.

تیم همیشه قهرمان پرسپولیس پس از دریافت کاپ قهرمانی و مدال طلای این دوره از مسابقات لیگ برتر، دور افتخار زد و از حضور هواداران خود و تشویق بی‎امان آنها تقدیر و تشکر کرد.

گفتنی است؛ رختکن پرسپولیس مملو از شادی و غرور بود و اشک همه را در آورد. همه با گریه و لبخند به همدیگر تبریک می‎گفتند و خوشحال بودند از اینکه دل صدها هوادار پرسپولیس را شاد کرده بودند و با صدای بلند شکر گذار خدا شدند.

 

پرسپوليس با غيرت     همينه   همينه

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 9:12 توسط نوید |


با عرض سلام خدمت همه شما دوستای گلم

الوعده وفا

برندگان مسابقه نظر دادن در وبلاگم در ماه اردیبهشت:

همون طور که گفته بودم قرار بود به ۳ نفر اولی که در ماه اردیبهشت ماه بیشترین نظر رو توی وبلاگم ثبت کنن نفری ۳ ساعت اکانت اینترنت از هر شهر ایران که باشن هدیه بشه.

امروز کل نظرات ماه اردیبهشتو شمردم

افرادی که اسمشون رو زیر مینویسم ۳ نفر برنده وبلاگ هستن.

راستی فقط این نکته رو اضافه کنم که چون در اول فقط گفتم افرادی که بیشترین نظرات رو دادن برنده میشن ملاک رو بر اساس تعداد قرار باید بدم متاسفانه...

یه نگاه به نظرات بکنین قضیه رو میفهمین

نفر اول فقط با شکلک زدن نفر اول شده

اشکال نداره حالا...فکر اینجاشو دیگه نکرده بودم

خوب دیگه فقط اومدم اسامی برندگان رو اعلام کنم و ازشون بخوام هر کدوم توی یه نظر خصوصی شهرشونو بنویسن تا اکانت مربوط به اون شهر بهشون داده بشه.

و اما اسامی برندگان:

۱.شیلا بی خیال   (۱۷۵نظر)  بعضیا شیطونو شیر برنج میدن

۲.تينا خانوم   (۱۳  نظر)

۳.سارینا خانوم    (۱۰ نظر)

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:57 توسط نوید |


هی فلانی زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده و کوچک

ان هم از دست عزیزی

که زندگی را

جز با او و برای او نمی خواهی

زندگی باید همین باشد

                                                                 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:19 توسط مهلا |


گل پونه های وحشی  دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غمها

گل پونه ها نا مهربانی
 آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام  دیوانه ام  آزرده جانم
گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غمها

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:10 توسط نوید |


شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه

 را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای

بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با

حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت

 ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟

استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی

توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را

 چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر

 جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:5 توسط نوید |


           با سلام خدمت دوستاي گلم .بار ديگه ازم نرم افزاري درخواست کردين و اين بار ظرف فقط و فقط 5 دقيقه به درخواستتون عمل کردم.اين هم اون نرم افزاري که همه ميگن اصلا نيست تو اينترنت
اونم نسخه ي پرتابلش
شما که دستت درد نکنه نميگين....خودم به خودم بگم
واقعا دستم درد نکنه
راستي اگه اموزششو هم خواستين توي نظرات بفرمايين تا براتون بذارم
 
توضيحات نرم افزار:
 

این هم اولین برنامه به صورت پرتابل می باشد که به بخش دانلود اضافه می شود. برنامه های پرتابل که در زبان فارسی به پورتابل مشهور شده اند نسخه های خاصی از برنامه ها می باشند که نیازی به نصب ندارند و تنها با اجرای فایل اجرایی آنها در ویندوز اجرا می شوند. بعضی از این نسخه ها را خود سازندگان نرم افزار درست می کنند و بعضی دیگر توسط افرادی غیر از سازندگارن نرم افزار ساخته می شوند. مثلا شما همین محیط برنامه نویسی

Visual Basic 6.0

را می توانید در حجمی بسیار کم داشته باشید. البته بحث در مورد نسخه های پرتابل زیاد است ولی ممکن است این نسخه ها امکانات نسخه اصلی را نداشته باشند یا در هنگام کار ارورهایی را اعلام کنند به خصوص آنهایی که توسط کسان دیگری ساخته می شوند و این نسخه هم همینطور است. ولی مزیت آن این است که می توانید بدون نصب نسخه کامل خیلی سریع به محیط برنامه نویسی

Visual Basic ‌

دسترسی داشته باشید و مثلا برنامه خود را لود کرده و اجرا و تست و ویرایش کنید. بعد از خارج کردن فایل از حالت فشرده Vb6.exe را اجرا کنید.

لینک دانلود:Visual Basic 6 Portable

حجم:4.5MB

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:5 توسط نوید |


 

 

سرنوشت

 

من همون جزيره بودم خاكي و صميمي و گرم

واسه عشق بازيه موج‌ها قامتم يه بستر نرم

يه عزيز دردونه بودم پيش چشم خيسه موج‌ها

يه نگين سبز خالص روي انگشتر دريا

تا كه يك روز تو رسيدي توي قلبم پا گذاشتي

غصه‌هاي عاشقي رو تو وجودم جا گذاشتي

زير رگبار نگاهت دلم انگار زير و رو شد

براي داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تو نفس كشيدي انگار نفسم بريد تو سينه

ابر و باد و دريا گفتن حس عاشقي همينه

اومدي تو سرنوشتم بي بهونه پا گذاشتي

اما تا قايقي اومد از من و دلم گذشتي

رفتي با قايق عشق سوي روشني فردا

من و دل اما نشستيم چشم به راهت لب دريا

ديگه تو خاك وجودم نه گلي هست نه درختي

لحظه‌هاي بي تو بودن ميگذره اما به سختي

دل تنها و غريبم داره اين گوشه ميميره

ولي حتي وقت مردن باز سراغت رو ميگيره

ميرسه روزي كه ديگه قَرّه دريا ميشه خونم

اما تو درياي عشقت باز يه گوشه‌اي ميمونم

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:25 توسط ريما |


 

آتش پنهان

آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی
آرامش پس از شب توفان من تویی
حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح
زیباترین بهانه ایمان تویی
احساسهایی از متفاوت میان ماست
آباد از توام من و ، ویران من تویی
آسان نبود گرد همه شهر گشتنم
آنک ، چه سخت یافتم :" انسان " من تویی
پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز
در سینه من ، آتش پنهان من تویی
هر صبح ، با طلوع تو بیدار می شوم
رمز طلسم بسته چشمان من تویی
هر چند سرنوشت من و تو ، دوگانگی است
تنهای من ! نهایت عرفان من تویی

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:6 توسط ريما |


 

لحظه هاي کاغذي

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري

شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري

لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن

خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري

آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين

سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري

با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته

خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري

صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده

خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري

عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي

پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري

رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:

شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري

عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري

روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث

در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:55 توسط ريما |